صندل

(صَ دَ) [ فر. ] (اِ.) نوعی کفش بنددار تابستانی.

    صندل

    (~.) [ معر. ] (اِ.) درختی کوچک بومی هند که از قطعات ضخیم چوب آن وسایل چوبی می‌سازند. نمونه‌هایی از این گیاه از راه ارتباط با ریشه و حتی ساقه گیاهان گوناگون بخشی از دوره زیستی خود را به حالت انگلی می‌گذرانند.

      صندلی

      (صَ دَ) (اِمر.) سندلی، وسیله‌ای که روی آن می‌نشینند. ؛ ~ الکتریکی نوعی صندلی فلزی که از آن جریان برق عبور داده و برای اعدام به کار می‌برند. ؛ ~ چرخ دار نوعی صندلی دارای چرخ برای افراد معمول و بیمارانی که قادر به حرکت نیستند، ویلچر.

        صندوق

        (صَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- جعبه بزرگ فلزی یا چوبی که کالای نفیس را در آن گذارند.
        ۲- محل دریافت یا پرداخت پول در بانک یا هر اداره دیگر. ج. صنادیق. ؛ ~ پست صندوق‌هایی که در کوچه و خیابان نصب می‌شود تا مردم پاکت‌های محتوی نامه را در آن اندازند. ؛ ~ پستی جعبه کوچک شماره – داری است که در مناطق پستی برای توزیع مراسلات پستی شخصی یا حقوقی یا حقیقی به کار می‌رود. ؛ ~ بازنشستگی مؤسسه‌ای که مسئولیت پرداخت مستمر حق بازنشستگی را بر عهده دارد. ؛ ~ بین المللی پول سازمان اقتصادی جهانی. ؛ ~ قرض الحسنه مؤسسه‌ای که وام بدون بهره در اختیار مردم قرار می‌دهد.

          صندوق دار

          (~.) [ ع – فا. ] (ص.)
          ۱- خزانه دار.
          ۲- کسی که در بانک یا هر جای دیگر مسئول دریافت و پرداخت پول است.

            صندید

            (ص) [ ع. ] (اِ. ص.)
            ۱- مرد بزرگ.
            ۲- دلاور. ج. صنادید.

              صنع

              (صُ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) ساختن، آفریدن.
              ۲- نیکویی کردن.
              ۳- (اِمص.) احسان.
              ۴- آفرینش.

                صنعت

                (صَ عَ) [ ع. صنعه ] (اِ.)
                ۱- فن، پیشه.
                ۲- حیله، چاره.

                  Scroll to Top