صید
(صَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شکار کردن.
۲- (اِ.) شکار.
۳- آن چه که شکار کنند.
(صَ صَ) [ ع. صیصه ] (اِ.)
۱- خار پس پای خروس، سیخک پشت پای خروس، خار خروس.
۲- شاخ گاو و آهو.
۳- حصار و هرچه که بد ان باز دارند چیزی را و به وی پناه گیرند.
۴- شبان.
۵- نیکو سیاست.
(غَ یا غِ) [ ع. صیغه ] (اِ.)
۱- هرچیز در قالب ریخته شده.
۲- ریخت، شکل.
۳- عقد موقت.
۴- صورتی از کلمه که شخص یا زمان فعل را نشان میدهد.
(صَ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- تابستانی.
۲- زراعتی که در بهار و اوایل تابستان کارهای مقدماتی آن انجام شود و حاصلش در تابستان و اوایل پاییز به دست آید مانند: خربزه، هندوانه. ج. صیفی جات.