ضبط

(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) حفظ کردن، نگاه داشتن.
۲- گرفتن، در تصرف آوردن.
۳- (اِمص.) نگاه داری، حفظ.

    ضبط صوت

    (~ صُ) [ ع. ] (اِمر.) دستگاهی الکتریکی یا الکترونیکی که می‌توان به کمک آن اصوات را روی نوار مخصوص ضبط و پخش کرد.

      ضبط و ربط

      (ضَ طُ رَ) (حامص.)
      ۱- جمع و جور کردن.
      ۲- اداره و سرپرستی جایی یا کاری.
      ۳- یادداشت کردن.

        ضجر

        (ضَ جَ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- نالیدن، اظهار دلتنگی کردن.
        ۲- بی قراری کردن.

          ضجر

          (ضَ جِ) [ ع. ] (ص.) بی قرار، بی آرام.

            ضجرت

            (ضُ رَ) [ ع. ضجره ]
            ۱- (مص ل.) تنگدل شدن.
            ۲- (اِ.) ملال، اندوه.

              ضجه

              (ضَ جَّ) [ ع. ضجه ] (اِ.) ناله، غوغا.

                ضجور

                (ضَ) [ ع. ] (ص.)
                ۱- دلتنگ، غمگین.
                ۲- خشمگین.

                  ضحاک

                  (ضَ حَّ) [ ع. ] (ص.) بسیار خنده کننده.

                    Scroll to Top