ضلع

(ض) [ ع. ] (اِ.)
۱- کنار، جانب.
۲- استخوان پهلو. ج. اضلاع، ضلوع.

    ضماد

    (ض) [ ع. ] (اِ.) مرهم، دارویی که روی زخم مالند.

      ضمار

      (ض) [ ع. ]
      ۱- (ص.) پنهان، مخفی.
      ۲- (اِ.) مالی که امیدی به وصول آن نرود. غالباً مالی غصب شده که شهود و بینه هم برای آن نباشد، ودیعه و امانتی که حافظ آن در مقام انکار برآید.

        ضمان

        (ضَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را.
        ۲- (اِمص.) ضمانت.
        ۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.

          ضمانت

          (ضَ نَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
          ۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفته‌ای را متعهد شدن.

            ضمانت نامه

            (~. مَ یا مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) سندی که به موجب آن شخصی شخص دیگر را ضمانت می‌کند.

              ضمن

              (ضَ مِ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- بیمار در جای بمانده، زمین گیر.
              ۲- عاشق.

                Scroll to Top