ضلع
(ض) [ ع. ] (اِ.)
۱- کنار، جانب.
۲- استخوان پهلو. ج. اضلاع، ضلوع.
(ض) [ ع. ]
۱- (ص.) پنهان، مخفی.
۲- (اِ.) مالی که امیدی به وصول آن نرود. غالباً مالی غصب شده که شهود و بینه هم برای آن نباشد، ودیعه و امانتی که حافظ آن در مقام انکار برآید.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پذیرفتن، بر عهده گرفتن وام دیگری را.
۲- (اِمص.) ضمانت.
۳- ملتزم شدن به این که هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.
(ضَ نَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفتهای را متعهد شدن.