طغامه

(طَ مَ یا مِ) [ ع. طغامه ] (ص.) مرد رذل، سفله ؛ ج. طغام.

    طغان

    (طُ) [ تر. ] (اِ.)
    ۱- شاهین.
    ۲- نامی از نام‌های ترکی.

      طغراء

      (طُ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- نوعی خط که به شکل منحنی بالای نامه‌ها و فرمان‌ها نوشته می‌شد و حکم امضای پادشاه را داشت.
      ۲- فرمان، منشور.

        طغراکش

        (~. کَ یا کِ) [ تر – فا. ] (ص فا.) نویسنده طغراء بر سر نامه‌ها و فرمان‌ها.

          طغرل

          (طُ غْ رِ یا رُ) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- نوعی مرغی شکاری.
          ۲- نام چند تن از پادشاهان سلجوقی.

            طغیان

            (طُ) [ ع. ] (مص ل.)
            ۱- از حد خود گذشتن.
            ۲- نافرمانی کردن.
            ۳- بالا آمدن آب دریا.
            ۴- گستاخی کردن.

              طف

              (طَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- جانب، کنار، کرانه.
              ۲- ناحیه.
              ۳- بلندی از زمین. ج. طفوف.

                Scroll to Top