طسق

(طَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مقداری از خراج که به حسب سرجریب بر زمین زراعت و جز آن گیرند.
۲- سهمیه مالیاتی که به حبوبات (برحسب جریب) تعلق می‌گرفت، صورت مالیاتی.

    طشت

    (طَ) (اِ.) = تشت:
    ۱- ظرفی گود و بزرگ و گرد ویژه رخت شویی.
    ۲- یکی از لوازم آتشگاه.
    ۳- نوعی از آلات موسیقی.

      طشت دار

      (طَ) (ص فا.) = طشت دارنده:
      ۱- خادمی که جهت شستن دست‌ها آب می‌ریزد.
      ۲- نگهبان و متصدی طشت خانه.

        طعام

        (طَ) [ ع. ] (اِ.) خوراک، خوردنی. ج. اطعمه.

          طعم

          (طَ عْ) [ ع. ] (اِ.) مزه. ج. طعوم.

            طعنه

            (طَ نِ) [ ع. طعنه ] (اِمص.)
            ۱- یک بار نیزه زدن.
            ۲- سرزنش کردن.

              Scroll to Top