طهر

(طُ هْ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پاک شدن.
۲- پاک شدن زن از حیض.
۳- (اِمص.) پاکی.

    طهور

    (طَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) طهارت کردن.
    ۲- (ص.) آن چه که با آن طهارت کنند.

      طو

      [ تر. ] (اِ.) ضیافت، جشن.

        طواحن

        (طَ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ طاحنه ؛ دندان‌های آسیا.

          طوارف

          (طَ رِ) [ ع. ] (ص. اِ.)
          ۱- جِ طارف.
          ۲- چشم‌ها.
          ۳- خیمه‌ها و خرگاه‌های دامن واکرده جهت نگریستن ماوراء آن.
          ۴- ددان که شکار را بربایند.

            طواشی

            (طَ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- اخته، خایه کشیده.
            ۲- خواجه سرا.

              طواغی

              (طَ) [ ع. ] (ص.) جِ طاغیه ؛ گستاخان، سرکشان.

                طواف

                (طَ وّ) [ ع. ] (ص.)
                ۱- بسیار طوف کننده.
                ۲- خادمی که به مهربانی و عنایت خدمت کند.
                ۳- در فارسی: دوره گرد.
                ۴- عسس.
                ۵- دزد، راهزن.

                  طواف

                  (طَ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) گرد چیزی گشتن.
                  ۲- دور خانه خدا گشتن.
                  ۳- (اِمص.) گردش، دور.

                    Scroll to Top