طوطی

(اِ.) پرنده‌ای از راسته طوطیان، دارای پرهای سبز و زرد و قرمز و زبان گوشتی و منقار خمیده و قوی که می‌تواند اصوات را تقلید کند.

    طوطی خط

    (خَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) کنایه از: جوانی که تازه مو بر صورتش روییده.

      طوطی وار

      (ص مر.) بی اندیشه و بدون تعقل به آموختن یا از بر کردن مطالب اکتفا کردن.

        طوع

        (طُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) فرمان بردن.
        ۲- (اِمص.) فرمانبرداری.

          طوف

          (طُ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) گرد چیزی گشتن.
          ۲- (اِمص.) گردش، گشت.

            طوفان

            [ معر. ] (اِ.)
            ۱- باران فراوان و شدید.
            ۲- باد سخت.
            ۳- هر چیز شدید و بسیار.

              طوق

              (طُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- گردن بند
              ۲- هر آن چه که گرداگرد چیزی را فرا گیرد.
              ۳- خطی بر گرد گردن پرندگان مانند کبوتر و قُمری. ؛~ لعنت به گردن کسی انداختن او را گرفتار زحمت و ناراحتی طولانی کردن.

                طوق بردن

                (طُ. بُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) آن است که مبارزان هنرمند بر سر نیزه یا مناره حلقه‌ای نصب می‌کردند و از دور تیر می‌انداختند پس هر که تیرش از حلقه می‌گذشت آن حلقه مال وی می‌شد، حلقه – ربایی.

                  طوقه

                  (طُ قِ) [ ع. طوقه ] (اِ.)
                  ۱- حلقه.
                  ۲- حلقه فلزی چرخ دوچرخه یا موتورسیکلت که لاستیک روی آن قرار می‌گیرد.
                  ۳- بخش زیرین چاه که دارای قطر و گشادی بیشتر است.

                    Scroll to Top