طیلسان

(طِ لِ) [ معر. ] (اِ.) ردا، جامه بلند و گشاد.

    طینت

    (نَ) [ ع. طینه ] (اِ.)
    ۱- سرشت، خمیره.
    ۲- خو، عادت.

      طیور

      (طُ) [ ع. ] (اِ.) جِ طیر؛ پرندگان.

        ظ

        (حر.) بیستمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۹۰۰ در حساب ابجد.

          ظئر

          (ظِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- زن شیردار که بچه دیگری را شیر دهد، دایه.
          ۲- مهربان بر شخص و جز آن.

            ظاهر

            (هِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)
            ۱- پیدا، آشکار.
            ۲- روی بیرونی هر چیزی.

              Scroll to Top