عروس

(عَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) زنِ تازه شوهر کرده. ج. عرائس.
۲- در فارسی: زنِ پسر.
۳- (ص.) بهترین، زیباترین. ؛~ هزار داماد کنایه از: دنیا و بی وفایی آن.

    عروسک

    (عَ سَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
    ۱- بازیچه‌ای به شکل انسان (یا حیوان) جهت سرگرمی و بازی کودکان.
    ۲- مجازاً: دختر یا زنی زیبا و بسیار ظریف. ؛~ گردانی نمایش‌های عروسکی که در آن عروسک‌ها را به وسیله نخ‌هایی به حرکت درمی آورند. ؛~ خیمه شب بازی کنایه از: شخص بی اراده که گوش به فرمان دیگران دارد.

      عروسی

      (عَ) [ ع – فا. ] (حامص.)
      ۱- جشنی که به هنگام ازدواج برپا کنند.
      ۲- همسری دختر یا زنی با مرد.

        عروض

        (عَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- دانش شناخت وزن شعر و تغییرات آن.
        ۲- جزو آخر از مصراع اول هر بیت.

          عروق

          (عُ) [ ع. ] (اِ.) جِ عرق.
          ۱- رگ‌ها.
          ۲- ریشه‌ها.

            عروه

            (عُ رْ وِ) [ ع. عروه ] (اِ.)
            ۱- مال نفیس.
            ۲- آن چه که بشود به آن امید داشت و اطمینان کرد.
            ۳- دستآویز.
            ۴- دسته کوزه.

              Scroll to Top