عضله

(عَ ضُ لَ یا لِ) [ ع. عضله ] (اِ.) ماهیچه.

    عضو

    (عُ ضْ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- اندام، هر یک از اجزای بدن.
    ۲- یک فرد از جماعت. ج. اعضاء.

      عضویت

      (عُ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) عضو بودن، کارمند شدن.

        عطا

        (عَ) [ ع. عطاء ]
        ۱- (مص م.) بخشیدن.
        ۲- (اِمص.) بخشش، دهش.
        ۳- (اِ.) آن چه که بخشیده شود؛ ج. عطیه.

          عطار

          (عَ طّ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- عطرفروش.
          ۲- داروفروش.

            عطارد

            (عُ رُ یا رِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- تیر؛ کوچک ترین سیاره منظومه شمسی و نزدیک ترین سیاره به خورشید.
            ۲- در اساطیر یونان، رب النّوع نویسندگی.
            ۳- در ادب فارسی دبیر فلک است.

              عطایا

              (عَ) [ ع. ] (اِ.) جِ عطیه ؛ بخشش‌ها، هدیه‌ها.

                عطب

                (عَ طَ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) هلاک شدن.
                ۲- (اِمص.) هلاک، تباهی.

                  Scroll to Top