عضلانی
(عَ ضُ) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به عضله.
۲- ماهیچه دار.
(عَ) [ ع. عطاء ]
۱- (مص م.) بخشیدن.
۲- (اِمص.) بخشش، دهش.
۳- (اِ.) آن چه که بخشیده شود؛ ج. عطیه.
(عُ رُ یا رِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- تیر؛ کوچک ترین سیاره منظومه شمسی و نزدیک ترین سیاره به خورشید.
۲- در اساطیر یونان، رب النّوع نویسندگی.
۳- در ادب فارسی دبیر فلک است.