عفات

(عُ) [ ع. عفاه ] (ص.)جِ عافی.
۱- آمرزنده، درگذرنده.
۲- مهمان، خواهنده روزی.

    عفار

    (عَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – نام درختی است که چوبش بسیار قابل اشتعال است.
    ۲- نان بدون نانخورش.

      عفت

      (عِ فّ) [ ع. ] (اِمص.) احتراز از محرمات خصوصاً از شهوات. پاکدامنی، پرهیزگاری، پارسایی.

        عفج

        (عِ) [ ع. ] (اِ.) روده‌ای که طعام از معده در آن داخل گردد؛ ج. اعفاج.

          عفریت

          (عِ) [ ع. ] (اِ.) موجودِ زشت و ترسناک، دیو، غول. ج. عفاریت.

            عفص

            (عَ فِ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- تندمزه، گس.
            ۲- قابض.

              Scroll to Top