عقب نشینی
(~. نِ) [ ع – فا. ] (حامص.)
۱- ترک مواضع نظامی در هنگام جنگ.
۲- بازگشتن به عقب تر از جای خود یا دست کشیدن دایم یا موقت از آن چه دشوار یا نپذیرفتنی است.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (حامص.)
۱- ترک مواضع نظامی در هنگام جنگ.
۲- بازگشتن به عقب تر از جای خود یا دست کشیدن دایم یا موقت از آن چه دشوار یا نپذیرفتنی است.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) قسمتی از واحد نظامی که از عقب قوا حرکت میکند و محافظ عقب است ؛ موخره الجیش.
(عَ قَ بِ) [ ع. عقبه ] (اِ.)
۱- گردنه، راه سخت کوهستانی.
۲- کنایه از: کار سخت و دشوار. ج. عقبات.
(عُ دِ) [ ع. عقده ] (اِ.)
۱- گره.
۲- حالت سرخوردگی و کینه به علّت دست نیافتن به مطلوب مورد نظر. ؛~ دل غم دل، غصه درونی. (?(عقده گشا (~. گُ) [ ع – فا. ] (ص فا.) گره گُشا، مشکل گُشا.