عقرب

(عَ قْ رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کژدم ؛ جِ عقارب.
۲- نام صورتی فلکی در نیم کره جنوبی آسمان و نام هشتمین برج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود، آبان ماه در این برج قرار می‌گیرد.

    عقربه

    (عَ رَ بِ) [ ع – فا. ] (اِ.) هریک از میله -‌های باریک فلزی که روی صفحه ساعت نصب شده و با آن‌ها ساعت‌ها و دقیقه‌ها و ثانیه‌ها را شمارند.

      عقل

      (عَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) دریافتن، فهمیدن.
      ۲- (اِ.) نیروی ادراک. ؛~ کل بسیار دانا و خردمند. ؛~ سلیم اندیشه و دریافت انسان سالم و طبیعی. ؛~ کسی پاره سنگ برداشتن کنایه از: کم عقل و سبک مغز بودن. ؛~ مردم در چشمشان است کنایه از: ظاهربینی مردم.

        عقلا

        (عُ قَ) [ ع. عقلاء ] (اِ. ص.) جِ عاقل ؛ خردمندان.

          عقوبت

          (عُ بَ) [ ع. عقوبه ] (اِ.) کیفر، شکنجه.

            Scroll to Top