عوایق

(عَ یِ) [ ع. عوائق ] (اِ.) جِ عائق و عائقه.
۱- موانع.
۲- مشکلات، سختی‌ها.

    عود

    (عُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بازگشتن.
    ۲- (اِ مص.) بازگشت.

      عود

      [ ع. ] (اِ.)
      ۱- چوب، شاخه بریده شده از درخت.
      ۲- بربط، از سازهای زِهی با کاسه‌ای بیضی شکل و دسته‌ای سرکج.
      ۳- نامِ درختی که در هند می‌روید، چوب آن قهوه‌ای رنگ و خوش بو می‌باشد.

        عودت

        (عُ دَ) [ ع. عوده ]
        ۱- (مص ل.) باز – گشتن، برگشتن.
        ۲- (اِمص.) بازگشت.

          عودسوز

          [ ع – فا. ] (اِ.) ظرفی که در آن عود می‌سوزانند.

            عور

            [ ع. ] (ص.) جِ اعور.
            ۱- یک چشم.
            ۲- در فارسی به معنی لخت، برهنه.

              عورات

              (عَ وَ) [ ع. ] (اِ.) جِ عورت. پوشیده رویان، اهل حرم.

                عورت

                (عُ رَ) [ ع. عوره ] (اِ.)
                ۱- آلت تناسلی، شرمگاه.
                ۲- امری که انسان از آن شرم داشته باشد.

                  عورتینه

                  (عَ یا عُ رَ نَ یا نِ) [ ع – فا. ] (ص نسب. اِمر.) جنس زن و دختر؛ مق. مردینه، پسرینه.

                    Scroll to Top