اساطین

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اسطوانه.
۱- ستون‌ها، ارکان.
۲- مجازاً بزرگان، برجستگان.

    اسافل

    (اَ فِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ اَسفل ؛ فرو – دستان. (طبقه پست)، زیردستان.

      اساقفه

      (اَ قِ فِ) [ ع. ] (اِ.) جِ اسقف ؛ کشیشان مسیحی.

        اسامی

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اسم ؛ نام‌ها، اسم‌ها.

          اسانس

          ( اِ ) [ فر. ] (اِ.) جوهر و عصاره گل هاو گیاهان، عطر مایه (فره).

            اسانید

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.)۱ – جِ اسناد.
            ۲- در علم نحو عبارتست از ایتاع و نسبت تامه بین دو کلمه، مانند نسبت خبر به مبتداء.

              اسب

              ( اَ ) [ په. ] (اِ.) حیوانی است باهوش که برای سواری یا بارکشی به کار گرفته می‌شود. ؛~ دادن و خر گرفتن کنایه از: معامله زیان – آور کردن. ؛~ عصاری بودن الف – تلاش بی نتیجه کردن. ب – سرگردان بودن.

                پیمایش به بالا