غربال

(غَ یا غِ) (اِ.) = گربال: وسیله‌ای مشبک یا س وراخ سوراخ برای جدا کردن اجزای ریز و درشت یک جسم، الک.

    غربتی

    (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
    ۱- منسوب به غربت.
    ۲- کولی، قرشمال.
    ۳- بیگانه، اجنبی. ؛ ~بازی درآوردن فریاد و جنجال بی اندازه کردن.

      غربچه

      (غَ بَ چَ یا چِ) (ص مر.) دشنام است به معنی فرزند زن بدکار.

        غربزدگی

        (غَ زَ دِ) [ ع – فا. ] (حامص.) وضع یا کیفیت غرب زده شدن، پیروی از تمدن و فرهنگ کشورهای اروپایی.

          غربی

          (غَ) (ص نسب.)
          ۱- منسوب به غرب.
          ۲- از مردم شمال آفریقا.
          ۳- مراکشی. در اصطلاح مورخان عهد مغول به خراسان و مازندران و عراق و آذربایجان و موصل و گرجستان و روم شرقی اطلاق می‌شده.

            غربیب

            (غِ بِ) [ ع. ] (اِ.) نوعی انگور سیاه طائفی که از بهترین اقسام انگور است.

              Scroll to Top