(غَ لَ یا لِ) (اِ.) حرکت پیاپی قسمت تحتانی بدن مثل حرکت غربیل (غربال).
(غُ تَ شَ) (ص.) (عا.) قلتشن ؛ زورگو.
(غِ) (ص.) (عا.) نک قرتی.
(غَ چَ) (ص.) نادان، ابله.
(~.) (حامص.) نادانی.
(غَ چِ) (ص.) ۱- بی غیرت، دیوث. ۲- ابله. ۳- ناتوان در مردی.
(~.) ۱- (ص.) اهل غرجستان. ۲- (اِ.) نوایی است در موسیقی قدیم.
(غَ رَ) (ص.) ۱- کولی. ۲- کنایه از: زن بی شرم و پرهیاهو.
(غَ) [ ع. ] (اِ.) خانه نیین، خانه مسقف به چوب، خانه تابستانی.
(غَ رْ دِ) (ص مر.)ترسو، بی دل و جرأت.