غرر

(غَ رَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) هلاکت.
۲- خطر.
۳- (مص ل.) فریب خوردن.

    غرر

    (غُ رَ) [ ع. ] (اِ.) جِ غُرَّه.
    ۱- برگزیده‌ها، عالی‌ها.
    ۲- سپیدی‌های پیشانی. ؛ درر ~الف – مرواریدهای بهتر و برگزیده. ب – سخنان استوار و برگزیده.

      غرر

      (غَ) [ ع. ] (اِ.) خانه نیین و خانه مسقف به چوب، خانه تابستانی.

        غرزن

        (غَ زَ) (ص مر.)
        ۱- زن بدکاره، روسپی.
        ۲- مردی که زن بدکاره دارد.

          غرس

          (غَ رْ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) درخت کاشتن.
          ۲- (ص.) درخت نشانده، نهال.

            غرشمال

            (غِ رَ) (اِ. ص.) = قرشمال:
            ۱- کولی.
            ۲- کنایه از: خوش بنیه، لوند.

              Scroll to Top