غم

(غَ) [ ع. ] (اِ.) اندوه، حزن.

    غم انگیز

    (غَ. اَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که تولید غم کند، غم آور.

      غم خورک

      (~. خُ رَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پرنده‌ای ا ز راسته بلندپایان که جثه‌ای بزرگ دارد و دارای نوکی مخروطی شکل و طویل است و گردنی بلند و عاری از پر دارد. پاهایش نیز دراز است. در کنار مرداب‌ها و رودخانه‌ها زندگی می‌کند. حیوانی است گوشه گیر و محتاط.

        غم زده

        (غَ. زَ دِ یا دَ) [ ع – فا. ] (ص مف.) آن که غم به وی رسیده، محزون، مغموم.

          غم فزا

          (ی) (غَ. فَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که یا آن چه اندوه شخص را زیادتر کند.

            غم کده

            (~. کَ دِ یا دَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)
            ۱- جایگاه غم، غمخانه.
            ۲- (کن.) دنیا، روزگار.

              غم گسار

              (~. گُ) [ ع – فا. ]
              ۱- (ص فا.) آن چه که غم را ببرد.
              ۲- دوست، یار، همدم.
              ۳- غمخوار.

                Scroll to Top