غیبت

(غِ یْ بَ) [ ع. غیبه ]
۱- (مص ل.) ناپدید شدن.
۲- (اِمص.) ناپدیدی، عدم حضور.

    غیبت

    (~.) [ ع. غیبه ] (مص ل.) بد گفتن پشت سر کسی، عیب کسی را در غیاب وی گفتن.

      غیبه

      (غِ بِ) (اِ.)
      ۱- پولک جوشن، تکه‌های آهنی که در جوش به کار می‌بردند.
      ۲- تیردان.

        غیبوبت

        (غَ بَ) [ ع. غیبوبه ]
        ۱- (مص ل.) ناپدید شدن، نهان شدن.
        ۲- فرو شدن آفتاب.
        ۳- (اِ مص.) نهفتگی.
        ۴- غروب (ستارگان).
        ۵- مفارقت، جدایی.

          غیچ شدن

          (غ. شُ دَ) (مص ل.) سیخ شدن دست و جز آن، بی حرکت و خشک شدن موقت عضوی مانند دست یا پا.

            غیر

            (~.) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) دگرگون گشتن.
            ۲- (اِمص.) تغییر حال.

              غیر

              (غَ یا غ یْ) [ ع. ]
              ۱- (ق.) جز، سوا، مگر.
              ۲- دیگر.
              ۳- (ص.) بیگانه.
              ۴- در تصوف عالم کون که اسم غیریت و سوائیت بر او اطلاق کنند.
              ۵- جزء پیشین بعضی از کلمه‌های مرکب که معنای مخالف به کلمه می‌دهد و معادل پیشوند «نا» است: غیرجایز (ناروا)، غیرعادلانه (ظالمانه).

                غیرت

                (غ رَ) [ ع. غیره ]
                ۱- (مص ل.) رشک بردن.
                ۲- (اِمص.) حمیت، جرأت.
                ۳- ناموس پرستی.
                ۴- (اِ.) رشک.

                  Scroll to Top