فتی
(فَ تا) [ ع. ] (اِ. ص.)
۱- جوان.
۲- سخی، جوانمرد.
(~.) [ فر. ] (اِ.) نوعی بیماری روحی که مبتلایان به آن به یکی از اعضا یا البسه معشوق خود دل میبندند.
(فَ) [ ع. ]
۱- (ص.) تافته، مفتول.
۲- ریسمان باریک از پوست خرمابن.
۳- آن چه از چرک بدن که با انگشتان تابند.
(فِ لِ) [ ع. ] (اِ.) = پلیته:
۱- پنبه یا پارچه تابیده شدهای که از آن در چراغهای نفتی یا سوختن تدریجی هر ماده سوختنی دیگر استفاده میکنند.
۲- ریسمان مانندی است برای انفجار مواد منفجره از فاصله دور.