فراکندن
(~. کَ دَ)(مص م.)کندن، حفر کردن.
(~. گِ رِ تَ) (مص م.)
۱- گرفتن، بازگرفتن.
۲- تصرف کردن.
۳- محاصره کردن.
۴- در برگرفتن، شامل شدن.
۵- آموختن، یاد گرفتن
۶- معلوم کردن.
۷- گسترش یافتن.
۸- پر کردن.
۹- عادت کردن.
(فِ سُ نِ) [ انگ. ] (اِ.) شبکههای وسیعی از جمعیت اخوت پنهانی در سراسر جهان که خود را معتقد به قدرتی ماورای طبیعی، کتابی آسمانی، اطاعت از قانون کشور، برادری جهانی، آزادی و بردباری فکری میدانند ولی به خاطر مشهور بودن به توطئه، جاسوسی و زد و بند سیاسی در اغلب کشورها غیرقانونی شناخته شدهاند. نظر به این که کلمه «فراماسون» فرانسوی و «فرامیسن» انگلیسی لفظی و معنوی با کلمه «فراموشی» رابطه دارد، در ایران این انجمن را «فراموشخانه» نامیدهاند.