فرانشیز

(فِ) [ انگ. ] (اِ.) میزان (درصد) معافیت شخص بیمه شده از پرداخت هزینه خدمات بیمه.

    فرانق

    (فُ نِ) [ ع. ] (اِ.) معرب پروانک.
    ۱- سیاه گوش، حیوانی که همراه شیر حرکت می‌کند و با صدای خود جانوران را از آمدن شیر باخبر می‌کند.
    ۲- راهنما و پیش رو لشکر.

      فرانک

      (فِ) [ فر. ] (اِ.) واحد پول کشورهای فرانسه، سوئیس، بلژیک.

        فراهم

        (فَ هَ) (ص.)
        ۱- گردآمده، جمع شده.
        ۲- اندوخته شده.

          Scroll to Top