فراغت دادن
(~. دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- آرام کردن، آسایش دادن.
۲- فرصت دادن.
۳- بی نیاز کردن.
(فَ فِ کَ) (اِمص.)
۱- خوی و خصلتهایی خود را ناآگاهانه به دیگران نسبت دادن.
۲- تعارضها و ستیزهای درونی خود را به دنیای خارج نسبت دادن.
(فِ یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- گروههای همفکری که در داخل یک حزب یا مجمع به وجود میآیند.
۲- در علم ریاضی خارج قسمت دو کمیت، کسر، بَرخه. (فره).