مصدر متعدی فرس راندن (فَ رَ. دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) ۱- اسب راندن. ۲- کنایه از: جستجو کردن، تفحص کردن.
اسم فرس ماژور (فُ ژُ) [ فر. ] (اِ.) حالتی که شخص برخلاف میل مجبور به انجام یا ترک فعلی شود، قوه قهریه، زور و فشار به گونهای که نتوان از آن اجتناب کرد.