فرسای
(فَ) (ص فا.) در ترکیب به معنی فرساینده آید، به معانی ذیل ؛ الف – خسته – کننده، رنج دهنده. ب – محو کننده، نابود – کننده. ج – ساینده: گردون فرسای.
(فَ) (ص فا.) در ترکیب به معنی فرساینده آید، به معانی ذیل ؛ الف – خسته – کننده، رنج دهنده. ب – محو کننده، نابود – کننده. ج – ساینده: گردون فرسای.
(فَ رَ) (اِ.) = فرسب:
۱- شاه تیره، چوب بزرگی که در ساختن سقف خانه به کار میرود.
۲- پارچههای رنگارنگ که در نوروز و جشنهای دیگر در و دیوار دکانها و خانهها را بدان آرایش کنند.
(فِ رِ تَ دِ یا دَ) (ص فا.)
۱- آن که چیزی را به جایی میفرستد، گسیل دارنده.
۲- دستگاهی که به کمک امواج الکترومغناطیس، صوت یا تصویر قابل دریافت منتشر میکند.