فرمن

(فَ مَ)(اِ.) تیری است افقی در کمرکش دکل بیرق‌های بلند.

    فرموک

    (فَ) (اِ.)
    ۱- گروهه ریسمان ریسیده که در دوک پیچیده باشند.
    ۲- چوبی به شکل مخروط که کودکان ریسمان پیچند و از دست گذارند تا در روی زمین به چرخ درآید.

      فرمول

      (فُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- نمونه، سرمشق، دستور (فره).
      ۲- رمز.
      ۳- نشان دادن یک اصل یا رابطه‌ای معین با نمادهای ریاضی.
      ۴- نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصاری.

        فرمولر

        (فُ لِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- مجموعه فرمول‌ها.
        ۲- مجموعه دستورهای ترکیب ادویه.

          فرن

          (فُ) [ ع. ] (اِ.) تابه سفالین که در آن نان پزند.

            فرناس

            (فَ) (ص.)۱ – غافل، نادان.
            ۲- خواب آلود.

              فرناس

              (فِ) (اِ.)
              ۱- مهتر روستاییان.
              ۲- شیر ستبر گردن و دلیر.

                Scroll to Top