فرنج

(فُ رُ) (اِ.) پیرامون دهان، گرداگرد دهان.

    فرنجمشک

    (فَ رَ مُ) (اِ.) گیاهی پایا از تیره نعناعیان که دارای شاخه‌های پرپشت و متعدد است و به حالت خودرو در اکثر نواحی معتدل آسیا و اروپا (از جمله ایران) می‌روید. برگ‌های این گیاه متقابل بیضوی و قلبی شکل و دندانه دارند. ریشه این گیاه کوچک و استوانه‌ای شکل و سخت و منشعب است. گل‌هایش سفید یا گلی رنگند که به تعداد ۶ تا ۱۲ در کناره برگ‌ها مجتمع گردیده‌اند. میوه اش فندقه و قهوه‌ای رنگ می‌باشد. این گیاه در طب به عنوان بادشکن و ضد تشنج و مقوی معده و معرق و زیاد کننده ترشحات صفرا تجویز می‌شود. به علاوه در رفع سرگیجه، رفع حالت قی زنان باردار و بی خوابی و ضعف مصرف آن توصیه شده‌است ؛ فرنجمسک، فرنجموشک، افرنجمشک، ریحان قرنفلی، پلنگمشک، برنجمشک نیز گفته می‌شود.

      فرند

      (فَ رِ) [ معر. ] (اِ.)
      ۱- پرند.
      ۲- جوهر تیغ و شمشیر.
      ۳- نوعی پارچه ابریشمی موج دار.

        فرنگ

        (فَ رَ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- نام عمومی هر یک از کشورهای اروپا و گاهی آمریکا.
        ۲- کشور فرانسه که مسکن قوم فرانک (قبیله‌ای از نژاد ژرمن) است.

          فرنی

          (فِ رْ) (اِ.) نوعی خوراک رقیق که از شیر، آرد برنج، شکر و گلاب درست کنند.

            فره

            (فِ یا فَ رِ هْ) [ په. ] (ص.)
            ۱- بسیار، فراوان.
            ۲- خوب، پسندیده.

              Scroll to Top