(فَ زِ) (ص.) زشت، پلید.
(فُ دَ) (مص م.) افزودن.
(فُ) (ص.) نک افزون.
(~.) (ص.) نک افزونی.
(فُ) (اِ.) بُش، پُش، فُش ؛ یال اسب.
(فَ) (اِ.) چرک، ریم.
(فَ) (ص مر.) چرکین، پلید.
(فَ) (ص مر.) = فژاگن: چرکین، چرک آلود.
(فِ ژِ) (ص.) چرکین، چرک آلود.
(فَ دَ) (مص م.) افژولیدن، پریشان ساختن، پراکنده کردن.