فلات

(~.) [ ع. فلاه ] (اِ.)
۱- دشت بی آب و علف.
۲- دشتی که ارتفاعش از دویست تا پنج هزار متر باشد.

    فلاح

    (فَ لّ) [ ع. ] (ص.) کشاورز، برزگر.

      فلاخن

      (فَ خَ) (اِ.) = فلاخان: قلاب سنگ، ابزاری برای پرتاب کردن سنگ و آن رشته‌ای بوده که آن را از نخ یا ابریشم می‌بافتند، فلخم و فلخمه و فلماخن و فلخمان نیز گفته‌اند.

        فلاسک

        (فِ سْ کْ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- بطری، قمقمه.
        ۲- ظرفی در دار و دو جداره برای خنک نگه داشتن آب یا گرم نگه داشتن چای، دمابان (فره).

          Scroll to Top