فلذ
(فَ) [ ع. ] (مص م.) جدا کردن پارهای از مال برای کسی.
(فِ لِ زّ) [ ع. ] (اِ.) جسمی است معدنی هادی الکتریسته که میتوان آن را به شکل مفتول درآورد یا صفحه صفحه کرد مانند آهن، نقره و…
(فَ لْ سَ فِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- حکمت، دانشی که موضوع آن هستی و وجود است.
۲- علت، دلیل. ؛ ~ بافی کنایه از: اظهار نظر دور از منطق.