فلوت

(فُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مجموع کشتی‌های جنگی یک دولت ؛ ناوگان.

    فلورن

    (فُ لُ رَ) (اِ.) قطعه‌ای مسکوک (سابقاً از طلا و امروزه از نقره)، واحد پول در هلند.

      فلوس

      (فُ) [ ع. ] (اِ.) درختی است به ارتفاع ۱۰ تا ۱۵ متر از تیره سبزی آساها که به حالت وحشی می‌روید. برگ‌هایش بزرگ شامل ۸ تا ۱۶ برگچه سبز روشن است. گل آذینش خوشه‌ای و گل‌هایش زرد شفاف و میوه اش نیام و دراز است. قسمت مورد استفاده این گیاه مغز میوه ناشکوفای آن است. دانه فلوس سخت و شفاف و به رنگ بلوطی است. مغز آن طعمی شیرین ولی ناپسند دارد و تنها قسمت مورد استفاده میوه‌است.

        فلوکس

        (فُ لُ) [ فر. ] (اِ.) گیاهی است از تیره پولمونیاسه جزو رده دولپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ که دارای برگ‌های کامل و متقابل است. جام گل پنج قسمتی و تخمدانش سه خانه‌ای است و در هر خانه یک تخم وجود دارد. گل آذینش خوشه‌ای است. این گیاه جزو گل‌های زینتی در باغچه‌ها کشت می‌شود.

          فلونیا

          (فَ یا فِ) (اِ.)
          ۱- معجونی است که از تخم شاهدانه و شیرابه خشخاش می‌ساختند و به عنوان مسکر و مسکن به کار می‌رفته‌است ؛ فلونی.
          ۲- نوعی معجون مسکن و مخدر منسوب به فیلون تارسی پزشکی از معاصرین اعسطس (اوگوست) امپراطور رم که جهت تسکین درد دندان و دل درد به کار می‌رفته‌است ؛ فلونیا الرومیه.

            فلیل

            (فُ لَ یا لِ) (اِ.) روغن خوشبویی که از گل موتیا و جنبیلی در هند سازند.

              فم

              (فَ) [ ع. ] (اِ.) دهان ؛ ج. افواه.

                فن

                (فَ نّ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- آگاهی‌های مربوط به صنعت یا علم.
                ۲- حال، گونه.
                ۳- راه، روش.
                ۴- سرود طرب انگیز.
                ۵- در فارسی، حیله، نیرنگ، چاره. ج. فنون و افنان.

                  فن فروش

                  (فَ نْ. فُ) [ ع – فا. ] (ص فا.) حیلت گر، فریبکار.

                    Scroll to Top