(فَ کُ ئِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه تهویه مطبوع که برای داخل ساختمان به کار میرود.
(فِ نُّ فِ) (اِ.) (عا.) صدای بینی در حالت گرفتگی و ذکام.
(فَ) [ ع. فناء ] ۱- (مص ل.) نیست شدن، نابود شدن. ۲- (اِمص.) نیستی، نابودی.
(فِ) [ ع. فناء ] (اِ.) پیش سرای که فراخ و گشاده باشد.
(فَ. پَ) [ ع – فا. ] (ص فا.) آن که فانی شود، فانی.
(فَ یا فِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- تعصب دینی. ۲- جانبداری شدید از یک فرقه یا یک حزب.
(فَ یا فِ) [ فر. ] (ص.) متعصب افراطی در دین و مذهب یا یک فرقه و حزب.
(فَ) [ تر. ] (اِ.) چراغی که از اطراف محفوظ باشد؛ چراغ بادی.
(فَ وَ) (اِ.) ۱- تکنولوژی، علم به صنایع و حرفهها. ۲- مجموع اصطلاحات فنی و صنعتی.
(فَ یا فُ نْ) ۱- (ص.) کسی که بیماری ورم بیضه دارد. ۲- فتق، ورم بیضه.