فنج

(فَ نْ) [ سنس. ] (ص.) بزرگ، کلان.

    فنجان

    (فِ) [ ع. ] (اِ.) معرب پنگان، پیاله کوچک چینی یا بلوری برای نوشیدن چای یا قهوه.

      فنچ

      (فِ) [ انگ. ] (اِ.) پرنده‌ای کوچک تر از گنجشگ، دارای منقاری کوتاه و نیرومند.

        فند

        (فَ نَ) [ ع. ]
        ۱- (اِ.) دروغ، کذب.
        ۲- (اِ مص.) ناتوانی، درماندگی.
        ۳- ناسپاسی.

          فندق

          (فُ دُ) [ ع. ] (اِ.) کاروانسرا؛ ج. فنادق.

            فندق

            (فَ یا فُ دُ) (اِ.) درختی است از تیره پیاله داران، دارای برگ‌های پهن و دندانه دار، دانه آن کوچک و گرد با پوست سخت و مغز آن خوش طعم است.

              فندقه

              (فَ یا فُ دُ قِ یا قَ) (اِ.) گونه‌ای میوه خشک ناشکوفا که میوه اش فقط حاوی یک دانه‌است و این دانه آزاد است و به انساج میوه اتصالی ندارد. بهترین نمونه این میوه‌ها فندق است.

                Scroll to Top