استدامه

(اِ تِ مِ) [ ع. استدامه ]
۱- (مص م.) همیشه خواستن، پیوسته خواستن، دوام چیزی را خواستن.
۲- به درنگ انداختن.
۳- (مص ل.) همیشه بودن.
۴- (اِمص.) همیشگی.

    استدبار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پشت کردن. مق استقبال.
    ۲- (مص م.) آخرکار را ملاحظه کردن.

      استدراج

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) بتدریج بالا بردن.۲ – بتدریج نزدیک گردانیدن.
      ۳- (مص ل.) ظاهر شدن کرامات از غیر مؤمن.
      ۴- بیچاره گردانیدن.

        پیمایش به بالا