استدراک

(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- فهمیدن، درک کردن.
۲- اعتراض کردن، خرده گرفتن.
۳- آوردن بیتی که مصراع اول مدح و مصراع دوم ذم باشد یا برعکس.
۴- تصحیح کردن.
۵- جبران کردن.

    استدعا

    (اِ تِ) [ ع. استدعاء ]
    ۱- (مص ل.) فراخواندن، خواهش کردن.
    ۲- (اِ.) خواهش.

      استذکار

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) یاد کردن.
      ۲- (اِمص.) یادآوری، یاد کرد. ج. استذکارات.

        استرئوسکپ

        (اِ تِ رِ ئُ کُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی که در آن دو تصویر متساوی روی هم قرار گرفته باشد، در آن صورت بنابر خاصیت رؤیت مضاعف، تصویر برجسته به نظر می‌رسد.

          استراتژی

          (اِ تِ تِ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- نقشه و هدایت عملیات جنگی.
          ۲- نقشه، ترفند، راهبرد (فره).
          ۳- هر طرح درازمدت برای هدفی خاص: استراتژی اقتصادی، استراتژی نظامی.

            استراتوس

            (اِ تِ) [ فر. ] (اِ.) ابری لایه لایه که پهنه آسمان را می‌پوشاند و معمولاً باران – زاست، ابر لایه‌ای.

              پیمایش به بالا