فیزیوتراپی

(یُ تِ) [ فر. ] (اِ.) عمل درمان بیماری، ضعف یا نقص‌های بدنی با انجام دادن حرکت‌های اصولی مفاصل و اندام‌ها به کمک اسباب‌های ویژه با یاری درمانگر، فیزیک درمانی. (فره).

    فیزیوکراسی

    (یُ کِ) [ فر. ] (اِ.) نظریه‌ای اقتصادی که طرفداران آن به پیروی دکتر کسنه کشاورزی را تنها منبع ثروت می‌دانند.

      فیزیولوژی

      (یُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم وظایف اعضاء بدن جانداران، علمی که درباره طرز کار اعضا و دستگاه‌های بدن جانوران و ارتباط آن‌ها با یکدیگر بحث می‌کند، کار اندام شناسی، کار اندام (فره).

        فیش

        [ فر. ] (اِ.)
        ۱- کاغذهایی در اندازه‌های کوچک که مطالب را روی آن می‌نویسند تا بعداً تنظیم و مرتب کنند.
        ۲- ورقه‌ای کاغذی یا مقوایی که روی آن مشخصات کتاب را نویسند.
        ۳- ورقه‌ای کاغذی که اطلاعاتی درباره حقوق یا مالیات یا وجه پرداخت شده در آن ذکر شود، برگه. (فره).

          Scroll to Top