فیل

[ معر. پیل ] (اِ.)
۱- پستانداری است عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران بهاست.
۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛ ~ و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه. ؛ ~ کسی یاد هندوستان کردن کنایه از:به هوس چیزی یا وسوسه کاری افتادن. ؛~هوا کردن کنایه از: کار شگفت انگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.

    فیلتر

    (تِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری برای تصفیه آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره).

      فیلسوف

      (اِ. ص.) مأخوذ از یونانی به معنی دوستدار حکمت.

        فیلک

        (فَ یا فِ لَ) (اِ.) بیلک، تیری که پیکان آن دو شاخ باشد.

          فیلم

          [ فر. ] (اِ.)۱ – نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شده‌است و در عکاسی و فیلم برداری استفاده می‌شود.
          ۲- (فا) مجموع یک نمایش سینمایی. ؛~ بازی کردن کنایه از: ظاهرسازی کردن، دغل بازی کردن.

            فیلم برداری

            (بَ) [ فر – فا. ] (حامص.)
            ۱- عمل تهیه فیلم.
            ۲- ثبت پی در پی تصویر صحنه‌ها یا رویدادها توسط دوربین فیلم – برداری.

              فیلمنامه

              (مِ) [ فر – فا. ] (اِمر.) داستان یا نوشته‌ای که براساس آن فیلم تهیه می‌شود، سناریو.

                فیله

                (فِ لَ) [ ع. فیله ] (ص.)۱ – پست، فرو م ایه.
                ۲- کم عقل.

                  فیله

                  (لِ) [ فر. ] (اِ.) راسته، گوشت دو طرف ستون فقرات گاو و گوسفند که برای کباب کردن مناسب تر است.

                    فیلی

                    ۱ – (ص نسب ) منسوب به فیل ؛ آنچه که به فیل مربوط است.
                    ۲- (ص.) رنگ خاکستری با ته رنگ آبی.

                      Scroll to Top