قادم

(دِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آینده.
۲- مسافری که از سفر بازآید.
۳- پیشرو. (?(قاذورات [ ع. ] (اِ.) جِ قاذوره. پلیدی‌ها، نجاست‌ها.

    قاذوره

    (رَ یا رِ) [ ع. قاذوره ] (اِ.)
    ۱- پلیدی، نجاست.
    ۲- بدخو. ج. قاذورات.

      قار

      [ ع. ]
      ۱- (اِ.) قیر.
      ۲- دوده مرکب.
      ۳- (ص.) سیاه.

        قار

        [ تر. ]
        ۱- (اِ.) برف.
        ۲- (ص.) سفید.

          قار

          (رّ) [ ع. ] (اِفا.) قرارگیرنده، ثابت. (?(قاراشمیش [ تر. ] (ص.) درهم و برهم، هرج و مرج.

            قار و قور

            (رُ) (اِمر.) (عا.) = غار و غور: صدایی که از شکم شنیده می‌شود به ویژه در هنگام گرسنگی.

              Scroll to Top