قمراء

(قَ) [ ع – فا. ]
۱- (ص.) مؤنث اقمر، سفید مایل به تیره.
۲- (اِ.) ماهتاب.

    قمران

    (قَ مَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه قمر، ماه و آفتاب.

      قمره

      (قَ رَ یا رِ) [ ع. قمره ] (اِ.)
      ۱- قمارخانه.
      ۲- آخرین بازی نرد است که کسی بر سر خود یا یکی از اعضای خویش بسته باشد، دست خون.

        قمرون

        (قَ) [ ع. ] (اِ.) ملخ دریایی، جرادالبحر، اربیان، روبیان.

          قمری

          (قَ مَ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به قمر، ماهی. ؛ سال ~سالی که طبق دوازده ماه قمری (گردش انتقالی ماه) حساب شود.

            قمطر

            (قِ مَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- صندوقی که در آن کتاب را حفظ کنند.
            ۲- آوند شکر و نبات.
            ۳- چوبی که به شکل قید پای مجرمان را در آن بند کنند.
            ۴- مرد کوتاه.

              قمطره

              (قِ مَ رَ یا رِ) [ ع. قمطره ] (اِ.) صندوقی که در آن کتاب یا عطریات نگهدارند.

                Scroll to Top