قوانین
(قَ) [ ع. ] (اِ.) جِ قانون.
(قَ هِ) [ ع. ] (ص. اِ.) شیخ اشراق آن چه را که مشائیان عقل گفتهاند نور قاهر نامیدهاست. کلمه قواهر که جمع قاهر است به طور مطلق بر عقول اعم از طولیه مترتبه و عرضیه متکافئه اطلاق شدهاست و هرگاه با قید سافله ذکر شود مراد عقول متکافئهاست و هرگاه با جمله و قید اعلون (القواهرالاعلون) گفته شود مراد عقول مرتبه طولیهاست. ج. قاهر و قاهره.
[ ع. ] (اِ.) جوشهای جلدی که بر اثر برخی امراض عفونی و به علت اختلالات عروقی عصبی تولید میشود. جوشهای قوباء بر اثر فشار انگشت محو و پس از رفع فشار مجدداً هویدا میگردند. علت پیدایش قوباء را بیشتر به علت احتقان عروق جلدی میدانند.
(غِ)(اِ.) جانور دوزیست از تیره غوکان، معمولاً آبزی که دم و گردن ندارد دارای پوست صاف و دست و پای پره دار با جهش سریع.