قورمه

(قُ مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.) = قرمه:
۱- گوشتی که خشک کنند و ذخیره نمایند، بهارخوش.
۲- گوشت بریان.

    قوری

    (اِ.) ظرفی کوچک، کمابیش استوانه یا کروی برای دم کردن چای.

      قوریلتای

      (قُ) [ مغ. ] (اِ.) = قورلتای: اجتماعی عظیم از عموم شاهزادگان و ارکان مملکت که در موقع تعیین و نصب یکی از اعضای خاندان سلطنتی به سلطنت یا امری مهم منعقد می‌کرده‌اند، شورای بزرگ.

        قوز

        (اِ.) = غوز: برآمدگی، برآمدگی غیرطبیعی پشت انسان. ؛ روی ~ افتادن از روی لجاجت یا مبارزه طلبی دست به کاری زدن. ؛ ~ بالا قوز کنایه از: دردسری علاوه بر دردسرهای قبلی، مصیبت پشت مصیبت.

          قوزک

          (زَ) (اِمصغ.) قسمت برآمده استخوان مچ پا.

            قوزی

            (ص نسب.) = غوزی: گوژپشت، کسی که پشتش برآمدگی غیرطبیعی دارد.

              Scroll to Top