قیلوله
(قَ لَ یا لِ) [ ع. قیلوله ] (اِ.) خواب نیمروز، خواب پیش از ظهر.
(قَ یِّ) [ ع. ]
۱- (ص.) راست، معتدل.
۲- (اِ.) متولی وقف.
۳- آن که عهده دار سرپرستی کودکی یتیم است.
۴- دلاک، کیسه کش.
(ق مَ) [ ع. ] (اِ.) ارزش، نرخ. ؛ ~ خون پدر کسی کنایه از: بهای بسیار گزاف. (?(قیمتی (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) گرانبها، با – ارزش.