کار کردن

(کَ دَ) (مص ل.)
۱- عمل کردن، به جا آوردن.
۲- به کاری پرداختن.
۳- تأثیر کردن، کارگر شدن.

    کار و کیا

    (رُ) (اِمر.)
    ۱- کار، عمل.
    ۲- امیری، پادشاهی، تسلط.
    ۳- جاه و جلال، شأن و مقام.

      کارآموز

      (ص فا.) = کارآموزنده:
      ۱- کسی که مشغول آموختن کاری است.
      ۲- دانشمند، مطلع.
      ۳- حاذق، مجرب.

        کارآموزی

        ۱ – (حامص.) عمل کارآموز (فره).
        ۲- (اِ.) دوره‌ای که اشخاص وارد خدمت می‌شوند و بدون گرفتن حقوق برای آشنا شدن به کار خدمت می‌کنند.

          Scroll to Top