کاراته

(تِ) [ فر. ] (اِ.) فن ضربه زدن ؛ نوعی از ورزش‌های رزمی – دفاعی.

    کاراسته

    (تَ یا تِ) (اِ.) چوب، تخته و دیگر مصالح بنایی.

      کارافتاده

      (اُ دِ) (ص.)
      ۱- با تجربه، آزموده.
      ۲- در مشکل افتاده، گرفتار.

        کاراکتر

        (تِ) [ انگ. ] (اِ.)
        ۱- شخصیت، منش.
        ۲- هریک از اشخاص معرفی شده در یک داستان، نمایشنامه یا فیلم نامه.

          کارامل

          (مِ) [ فر. ] (اِ.) قند سوخته ؛ ماده‌ای که از حرارت دادن زیاد به قند معمولی به دست آید.

            کارانه

            (نِ) (اِمر.) پولی که در برابر انجام کاری معین (مانند معاینه بیمار) یا ساعت کار (مانند یک ساعت تدریس) پرداخت می‌شود، کارمزد.

              Scroll to Top