کاربشول

(بَ) (ص فا.) = کاربشولنده: آن که کاری را انجام دهد، گزارنده کارها، کار ساز.

    کاربن

    (بُ) [ فر. ] (اِ.) کربن. کاغذ، کاغذی است که یک طرف آن رنگی است و آن را برای کپی برداشتن در هنگام نوشتن مورد استفاده قرار می‌دهند.

      کاربند

      (بَ) (ص.) = کاربندنده:
      ۱- به کار گیرنده، استعمال کننده.
      ۲- عمل کننده، اجرا کننده.
      ۳- عامل، کارگزار، مأمور.
      ۴- فرمانبردار، مطیع. ؛ ~ شدن (کن.) اطاعت کردن، فرمانبرداری کردن.

        کاربوراتور

        (بُ تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی است که هوا و بنزین را به نسبت معینی مخلوط و برای انفجار در محفظه سیلندرها آماده می‌سازد.

          کاربیت

          [ انگ. ] (اِ.) = کاربید:
          ۱- ترکیب دوتایی کربن و یک فلز، کربوز.
          ۲- جسم جامدی به رنگ سیاه مایل به خاکستری که برای تولید گاز استیلن در جوشکاری به کار می‌رود.

            کارپردازی

            (~.) (حامص.)
            ۱- مباشرت.
            ۲- بخشی از اداره که وظیفه آن فراهم کردن کار یا نوشت افزار آن اداره‌است.

              کارپیچ

              (اِمر.)
              ۱- پارچه‌ای که گلابتون دوزان لفافه کار خود سازند به جهت محافظت از آن.
              ۲- دسته و بسته، تنگ.

                Scroll to Top