کاردو

(اِ.)
۱- مقراض بزرگی که پشم را بدان می‌برند.
۲- برش پشم گوسفند.
۳- یک قطعه ابریشم.
۴- آنچه از خرمابن برآید مانند دو نعل بر هم نهاده تیز اطراف و در میان آن بار آن نهاده ؛ شکوفه نخستین خرما، طلع.

    کاردینال

    [ فر. ] (اِ.) روحانی کاتولیک که پس از پاپ بالاترین مقام را دارد.

      کارران

      (ص فا.)
      ۱- دانای کار، مطلع.
      ۲- کارگزار، پیشکار.
      ۳- دلال.

        کاررس

        (رَ یا رِ) (ص فا.) کسی که به کارها برسد، آن که کارزار راه اندازد.

          Scroll to Top