کامخ
(مَ) [ معر. ]
۱- (اِ.) آبکامه که از آن نانخورش سازند؛ کامه.
۲- کنایه از پلیدی مردم. ج. کوامخ.
(مِ) [ فر. ] (اِ.) درختچهای است زینتی از خانواده چای که جزو تیره پنیرک میباشد. برگهایش بیضی و شبیه برگ چای است و گلهایش خوش رنگ و زیبا است. در حدود ۱۴ گونه از این گیاه شناخته شده که در جنوب و مشرق آسیا به فراوانی کشت میشوند. این گیاه همیشه سبز است و گلهایش درشت و زیبا و به رنگهای سفید یا صورتی و یا قرمز است.
(مُ وِ) [ انگ ] (اِمر.) مشترک المنافع ؛ مجموعه کشورهای مرکب از بریتانیا و مستملکات سابق و کنونی آن که تشکیل یک واحد دادهاند.