کبد

(کَ بَ) (اِ.) = کبید: ماده‌ای که با آن لحیم کنند، لحام.

    کبد

    (کَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جگر، جگر سیاه.

      کبر

      (کَ) [ معر. ] (اِ.) خفتان، لباس جنگ.

        کبر

        (کَ بِ) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است از رده دو لپه‌ای‌های جدا گلبرگ که سردسته تیره‌ای به نام کبرها می‌باشد. بوته‌های گیاه مزبور اکثر به شکل درختچه می‌باشد و گاهی هم به صورت درخت درمی آید.

          کبرا

          (کُ) [ ع. ] (اِ.) نوعی مار سمّی از تیره کفچه ماران بومی افریقا و آسیا، مار عینکی.

            کبره

            (کَ بَ رِ) (اِ.) سفت شدن پوستِ بعضی از قسمت‌های بدن.

              Scroll to Top